تبلیغات
qaramqati - زن
 
qaramqati
مطالب خود را به این آدرس ایمیل کنید تا در وبلاگ قرار دهیم purya73@yahoo.com
 
 
یکشنبه 1391/11/1 :: نویسنده : pary irani
روایتی در باب خلقت زن:
خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...
از او پرسید: آیا راضی هستی...؟؟!
مرد گفت: نه...
... ... خداوند پرسید: چه می خواهی؟!...
... ... ... گفت:
آینه ای می خوام که در آن بزرگی خود را ببینم...
 تکیه گاهی می خوام که در هنگام خستگی و آزردگی بر آن تکیه زنم و آرامش پیدا کنم...
 کسی که همدم لحظات تنهایی ام باشد...
نقابی می خوام که در هنگام ضرورت پشت آن مخفی شوم..
کسی که زیبایی اش چشمم را نوازش دهد...
 اندیشه ای می خوام که در آن غوطه ور گردم...
و چراغی که با آن هدایت و راهنمایی شوم...

نگاره: ‏روایتی در باب خلقت زن:
خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...
از او پرسید: آیا راضی هستی...؟؟!
مرد گفت: نه...
... ... خداوند پرسید: چه می خواهی؟!...
... ... ... گفت:
آینه ای می خوام که در آن بزرگی خود را ببینم... تکیه گاهی می خوام که در هنگام خستگی و آزردگی بر آن تکیه زنم و آرامش پیدا کنم... کسی که همدم لحظات تنهایی ام باشد... نقابی می خوام که در هنگام ضرورت پشت آن مخفی شوم... کسی که زیبایی اش چشمم را نوازش دهد... اندیشه ای می خوام که در آن غوطه ور گردم... و چراغی که با آن هدایت و راهنمایی شوم...
و اینجا بود که خداوند زن را خلق کرد ♥‏ و اینجا بود که خداوند زن را خلق کرد ♥



نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عاشقانه،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خنده